من eglisi !
inspiration : seniorunknown.wordpress.com
هر چند احتمالا اونو دیرتر به روز کنم.
inspiration : seniorunknown.wordpress.com
هر چند احتمالا اونو دیرتر به روز کنم.
۱ - طلب : یعنی با تمام وجودت می خوای تغییر کنی
۲ - پوچی : یعنی وقتی که به اوج نا امیدی می رسی و حالت از خودت به هم می خوره فکر می کنی
دیگه دیره و امیدی نیست
۳ - تغییر : حالا دیگه کم کم شروع می کنی آدم شدن اگه خدا بخواد !
گاهی هست که غم هجوم میاره ، آدم به انتها می رسی ، نمی دونی اصلا با چه هدفی داری زندگی می کنی ، این فکرا مث عنکبوت تو مغزت بند بازی می کنن هر چیم میگی خفه شین فایده نداره ، آخرشم به ته ته راه میرسین بعد یه مرتبه نمیدونم از کجا یه اتفاقی میفته که همه چی بهتر میشه امیدوار میشی ، عنکبوتا کم تر ورجه وورجه میکنن تو کلت بعدش دوباره همون میشه که بود روز از نو روزی از نو
این چه بازی سر ما در اوردن من نمی فهمم ! خوب آدمم ظرفیتی داره
نتیجه : سیاهی رنگ عشقه !!!!
بعضی وقتا می شه یه اتفاقی می افته که کلی ذوق می کنی و خوشحال می شی و کبکت خروس می خونه بعد یه بنده خدایی میاد میگه نه خیر اشتباه کردی باید گریه کنی ابله ! بعد به خودم میگم مرده شور این زندگی رو ببرن نمی شد حالا واسه من غلط گیری نکنی بزاری خوش باشم ...
پی نوشت : تازه فهمیدم خوشی ولو خوشی اشتباه حتی واسه یک دیقه هم شده چه حالی میده .
اکنون مینوسیم تا شاید از پس آن فردایی به آنچه دیروز گفته ایم بیندیشیم و بدانیم به کدام شاه راه یا کژراهی تنک و نمور قدم نهاده ایم .